X
تبلیغات
رایتل

سایت رسمی و تخصصی روانشناسی

مدیر سایت مهران حکمت

حال اکثر جوان‌ها این روزها بد است

«حالم بد است»،«حوصله ام سر رفته»،«همیشه ناراحتم» و... اینها جملاتی است که بسیاری از جوان های امروز مثل نقل و نبات به کار می برند اما مشکل چیست؟ چرا حال اکثر جوان ها این روزها بد است؟ اصلا چه حالی را می شود حال بد دانست و چه حالی برای انسان خوب است؟

همیشه دنبال حال خوب بودن اشتباه است

همه انسان ها در لحظه های مختلف زندگی دچار احساسات خوشایند و ناخوشایندی می شوند. ریشه این احساسات و عواطف نوع افکار و گفت وگوهای درونی ماست. فکر و گفت وگوی درونی ما هم به اینکه به چه موضوعاتی توجه کنیم و چگونه توجه کنیم بستگی دارد.

هیجانات واقعیت دارند یعنی فیزیولوژی و شیمی بدن را تغییر می دهند اما دائمی و پایدار نیستند، بسته به اینکه نوع توجه و افکارمان عوض می شود حالات و هیجانات مان هم تغییر می کند، اشتباهی که اکثر مردم دارند این است که هیجانات شان را به واقعیت های زندگی ربط می دهند، مثلا می گویند یک موقعیت حال من را بد کرد یا یک جمله حال من را خوش کرد یا آن کار من را دیوانه کرد اما در واقع این اتفاقات نیستند که ما را تحت تاثیر قرار می دهند، بلکه آن چیزی که ما درباره اتفاقات به خودمان می گوییم حال ما را خوش یا ناخوش می کند. عموم انسان ها از کودکی یاد گرفته اند که دنبال هیجانات خوشایند باشند و مدام دنبال کسب خوشی هستند و همیشه سعی می کنند از حال بد فرارکنند. در کل باید گفت فرارکردن از حال بد طبیعی نیست اما یک هنجار جمعی است. ما آموزش دیده ایم که این کار را انجام بدهیم ولی این رفتاری سالم نیست.

چرا حال بد لازم است؟

همه انسان ها باید هیجانات منفی را تجربه کنند و این بد نیست، اصلا بد نیست، هیجانات یکسری علائم هستند، مثل علائم راهنمایی و رانندگی، پارک ممنوع و ایستادن مطلقا ممنوع که ممکن است این علامت برای ما ناخوشایند باشد و مثلا مسیرمان را دورتر کند ولی به شما اطلاعات هم می دهد که اگر اینجا پارک کنید پیامد دارد، هیجانات هم راهنماهای درونی ما هستند. آنها به ما می گویند وقتی حال مان بد است باید به واقعیت طور دیگری نگاه کنیم و جنبه های دیگری از آن را ببینیم تا حال مان بهتر شود، نه اینکه کاملا از بین برود، قرار نیست حال بد ما به صفر برسد اما باید متناسب با رویداد ایجاد شده باشد، اگر شما انگشترتان را گم کنید واکنش مناسبش این است که ناراحت شوید، اگر خوشحال شوید عجیب است و هیجان مناسبی نیست. هیجانات جنس شان از انرژی است؛ انرژی که در ما رفتار مناسب آن موقعیت را ایجاد می کند. مثلا اگر دوست من در امتحانی موفق شود هیجان مناسب من در این موقعیت این است که خوشحال شوم اما اگر دچار حسادت شوم این هیجان نامناسب است و به من آسیب می رساند.

چرا جوان های ما حل مسئله را بلد نیستند؟

شاید بزرگسالان ما هم در حل مسائل زندگی مهارت های لازم را نداشته باشند اما موضوع خیلی شایع این است که اکثر جوان های امروز شکایت دارند که حال شان بد است اما چرا؟ شاید چون در دوران کودکی غالبا والدین هستند که مسئول ایجاد حال خوب در فرزند خود هستند و عموم والدین به فرزندان شان شیوه لذت بردن ازساده ترین چیزهای زندگی را یاد نداده اند، این کودکان اغلب منفعل بوده اند و طلبکار. مادر به آنها می گفته چی شده عزیزم؟ چرا ناراحتی؟ غصه نخور دیگه، اینو برات می خرم، این مال تو و...، اینگونه کودک طلبکار و طلبکارتر می شود. شاید کودک در این وضیعت از امکاناتی که والدین در اختیارش گذاشته است لذت ببرد ولی شاد نیست چون شادی نتیجه چیزی است که از فرد ساطع می شود نه لزوما چیزی که به او داده می شود. متاسفانه وقتی همین فرزند که خوب هدایت نشده به نوجوانی می رسد والدینش نمی توانند اکثر نیازهایش را جوابگو باشند، در نتیجه هر زمان مسئله ای برای این نوجوان پیش بیاید به جای حل آن مسئله به دنبال این است که حالش را خوب کند. مثلا با چیزی خود را مشغول کند که برای یکی ، دو ساعت یا یکی ، دو روز خوش باشد اما وقتی هوشیار می شود می بیند مشکل هنوز سرجایش است. این نوجوان شیوه حل مسئله را بلد نیست. برای همین پناه می برد به امکاناتی که هیجانات کوتاه خوشایند ایجاد می کنند اما پیامد بلندمدتش هیجانات ناخوشایند طولانی است.

به ما فرار از مسائل را یاد می دهند

ای کاش وقتی کوچک تر بودیم در زمانی که اتفاق بدی برای مان می افتاد مادر و پدرمان به ما آموزش می دادند که چطور در این حال بد بمانیم و با این حال بد کنار بیاییم یعنی وقتی مسئله ای پیش آمد آن را تحلیل کنیم. اکثر والدین چون فرزندان خود را دوست دارند و تحمل ناراحتی آنها را ندارند خیلی سریع آنها را با یک اسباب بازی قشنگ سرگرم می کنند. مثلا اگر حیوان خانگی مان را از دست می دادیم فوری یک حیوان دیگر جایگزین می کردند. والدین اینجا به ظن خود مسئله را حل می کنند ولی در واقع مسئله حل نمی شود، مسئله از دست دادن کسی یا چیزی است که دوستش داریم. والدین جایگزینی برای آن چیزی که از دست می رود پیدا می کنند و به فرزند خود یاد نمی دهند که واقعیت زندگی این است که بعضی اوقات چیزهایی را که خیلی دوست داریم از دست می دهیم و باید یاد بگیریم که ظرفیت روانی مان را برای این روزها درآینده بالا ببریم. اینگونه است که اعتیاد پیدا می شود که فقط دنبال حال خوش باشیم.

حال خوب ارثی است؟

باید گفت فاکتور ژن در خلق و خو مهم است، حتی در اتاق نوزادان در بیمارستان ها هم بچه های سخت و نرم را می بینیم، نوزادان سخت به هر محرکی پاسخ می دهند و بی قراری می کنند ولی نوزادان نرم این طور نیستند اما فقط ژن تاثیرگذار نیست و اگر خانواده ها بدانند با فرزند سخت شان چگونه رفتار کنند می توانند آن بچه سخت را به یک بچه سازگار و خوشحال تبدیل کنند. اولین الگوی رفتاری همه ما خانواده است. ما از اعضای خانواده یاد می گیریم از چه چیزهایی ناراحت شویم و از چه چیزی تاثیر بگیریم و چه عکس العملی نشان بدهیم. الگوی بعدی که خیلی تاثیرگذار است گروه هم سن است؛ الگویی که بیشتر از همه قبولش داریم و رفتارها و هیجانات شان سرمشق ماست.

بچه هایی که از هیچ عروسکی لذت نمی برند

مادری 2 دختر 10 ساله و 3 ساله دارد، برای دختر بزرگ تر یک عروسک گران قیمت و برای دختر کوچک تر یک عروسک ارزان تر می خرد. دختر بزرگ تر عروسکش را می گیرد اما خوشحال نمی شود اما دختر کوچک تر شاد می شود و شروع می کند به بازی با عروسکش. دختر بزرگ تر می گوید چرا خواهرم اینقدر خوشحاله ولی عروسک من خوشحالم نمی کنه؟ به مادرش می گوید من آن یکی عروسک رو می خوام، مادرش می گوید عروسک تو گران تر و قشنگ تره اما دختر اصرار می کند چراکه فکر می کند چیزی در آن یکی عروسک است که در مال خودش نیست. مادرعروسک ها را عوض می کند، دختر کوچک تر هیجان زده می شود و با عروسک بهتر بازی می کند ولی دختر بزرگ تر دوباره مشکل پیدا می کند چراکه عروسک جدیدش هم چیز خاصی ندارد. می گوید من هر دو عروسک را می خواهم، مادر بچه کوچک تر را با یک شکلات سرگرم می کند و هر دو عروسک را به دختر بزرگ تر می دهد اما او بازهم با آنها ارتباط برقرار نمی کند... . اینجا مشکل کجاست؟خب، والدین برای فرزندان همه چیز می گیرند اما یادشان نمی دهند چطور با آنها ارتباط برقرار کنند اکثر ما رابطه معناداری با وسایل و ابزار نداریم.

یک موبایل چند میلیون تومانی می خریم اما 2 روز بعد کلافه می شویم و چیز دیگری می خواهیم چون رابطه برقرار کردن با این وسایل را یاد نگرفته ایم. در این داستان دختر بزرگ تر فکر می کند در عروسک خواهرکوچک تر چیزخاصی وجود دارد ولی آن چیز در درون خواهرش است، آن بچه است که به واقعیت روح و معنا می دهد. جوانهای ما وقتی به 25سالگی می رسند، نه مسئولیت دارند، نه هدف و نه برنامه. درس خواندن مهم ترین کاری است که باید انجام بدهند آن هم به دلیل والدین شان، این هدف خودشان نیست، از دست خودشان هم عصبانی هستند که چرا در خدمت دیگران هستند. مشخص است که از والدین شان ناراضی هستند و آنها را مقصر می دانند، شاید هم حق دارند


تاریخ ارسال: شنبه 24 اسفند 1392 ساعت 14:25 | نویسنده: مهران حکمت | چاپ مطلب

نخ ، ماده مخدر یا مخرب ؟؟؟

فرمولاسیون و ساخت ماده مخدر نخ
نخ ماده مخدر خاصی نیست و در واقع نوعی متد استفاده از ماده مخدر است که هر ماده مخدری را می توان به صورت نخ استفاده کرد .
در این روش یک پچ یا پلاستیک یا خود کریستال ماده مخدر را بر روی یک اسکراچ (خراش یا زخم ) قرار داد
انواع مواد مخدر توهم زا را می توان به صورت نخ استفاده کرد .ماده اولیه در ساخت نخ اکثرا از تر کیبات تترا هیدرو کانابینول و فن سیکلیدن و ال اس دی و فنتانیل و متامفتامین (شیشه) و یا مخلوطی از ان ها است . ولی از آمفتامین و یا هروئین هم می توان استفاده کرد
این متد از هر ماده به صورت نخ و یا پچ وقتی استفاده می شود که میزان کم در حدود میلی گرم یا میکر گرم ان ماده بتواند وقتی وارد خون بشود ایجاد نشئگی و توهم و علایم کند موادی مثل تریاک را نمی توان به طریق نخ استفاده کرد .
نخ شیشه
کریستال خود متامفتامین یا یک پچ یا یک نخ اغشته به ماده متامفتامین که روی زخم می گذارند
نخ تی اچ سی یک پچ یا خود کریستال یا پچ اغشته به کتامین که روی زخم می گذارند
نخ هروئین یک پچ یا خود کریستال از هروئین که روی زخم می گذارند
بهترین متد برای نخ ریختن کریستال ماده مخدر روی یک چسب و خراش دادن پوست و چسباندن چسب بر روی زخم است .مثلا متامفتامین (شیشه)را روی یک تنس پلاست ریخته و با ایجاد یک زخم انرا بر روی زخم می چسبانیم

مواد که به صورت کریستال است می تواند از پوست خراشیده شده به سرعت وارد خون شود .و در واقع طریق استفاده هر ماده مخدر از طریق پوست خراشیده شده مشابه تزریق وریدی ان است .
تتراهیدروکانابینول (Tetrahydrocannabinol) تی‌اچ‌سی، دلتا۹-تی‌اچ‌سی و دلتا۹-تتراهیدروکانابینول یکی از گونه‌های کانابینویدها و ماد ه محرک عصبی اصلی موجود در شاه‌دانه است که می تواند به صورت نخ یا پچ استفاده شود .
این ماده سیستم عصبی مرکزی بدن را تحت تاثیر قرار داده و باعث عوارضی از قبیل ، افزایش حساسیت حواس و اختلال در درک و توهم می‌شود. تاثیرات فیزیولوژیک تی‌اچ‌سی شامل افزایش سرعت ضربان قلب ، خشکی دهان است .
تی اچ سی را به راحتی می توان سا خت و برای ساخت ان احتیاج به ازمایشگاه و لابراتور نیست

اصولا مواد مخدری که بصورت پاچ و خراش دادن پوست استفاده می شود طرفدار ندارد و زیاد رایج نیست . و اکثرا از مواد روانگردان ارزان و موادی که برای بیهوشی در حیوانات کاربرد دارد استفاده می شود

و به این علت متد استفاده از مخدر به طریق نخ در ایران رایج نشد

نحوه مصرف:

 نخ باید روی خراشیدگی‌های بدن قرار گیرد که در این صورت عمقی به عرض یک الی 2 سانتی متر و طول 6 الی 7 سانتی متر در بدن ایجاد می‌کند.

شکل ظاهری ماده مخدر نخ شبیه «برنج خوراکی سوخته» است‏.‏ تکه‌های بزرگ ماده مخدر نخ با پیچیدن دور سیگار نیز توسط معتادان استعمال می‌شود‏.‏

خروج از هوشیاری، اختلال در شناسایی، نزدیک دیدن بلندی‌ها و فاصله‌های دور یعنی کوتاه دیدن ارتفاعات و تشخیص ندادن خانواده از دیگران از ابتدایی‌ترین آثار این دو ماده هستند.

گفته می‌شود نخ با این عنوان که اعتیادآور نیست از تایلند وارد ایران شده است، در حالی که عواض بسیار خطرناکی برای افراد دارد.

تاریخ ارسال: دوشنبه 9 آبان 1390 ساعت 13:57 | نویسنده: مهران حکمت | چاپ مطلب 0 نظر

نیکوتین؛ بختک اعتیاد

محققان به تازگی دریافته‌اند اولین واکنش نوجوان به نیکوتین، سیگاری شدن یا معتاد شدن او را در آینده تعیین می‌کند.
چه کسی فکر می‌کند با یک بار سیگار کشیدن، کارش به جایی برسد که هر سیگار را با سیگار قبلی روشن کند؟! شکر خدا ، اراده‌ای فولادین داریم که وسوسه سیگار کشیدن و لذت و آرامش دروغینش در آن هیچ اثری ندارد.

 اما دانشمندان دراین باره حرف دیگری دارند. آنها به تازگی متوجه شده‌اند گروهی از نوجوانان که در اولین سیگار کشیدن خود احساس آرامش می‌کنند بیشتر احتمال دارد که در آینده گرفتار اعتیاد به آن شوند. این یعنی اگر یک‌بار سیگار بکشی ممکن است به دهنت مزه کند و دیگر نتوانی از شرش خلاص شوی!

نیکوتین هم مانند کافئین و استریکنین جزو گروهی از ترکیبات شیمیایی است که به نام آلکالوئید شناخته می‌شوند. این مواد که تلخ واغلب سمی هستند، به وسیله گیاهان تولید شده وهمین طعم آنهاست که حیوانات را از خوردن‌شان باز می‌دارد.

معتاد، اعتیاد، drugs، Addiction، مواد مخدر، ترک اعتیاد، تریاک، دو بال پرواز، آمار اعتیاد، آمار اعتیاد کشور، آمار اعتیاد کنگره 60، آمار اعتیاد در کشور ایران، آمار معتادین، آمار معتادین ایران، آمار معتادین کشور، آمار معتادین مواد مخدر، آمار ها و نمودارهاپ، تحقیقات درباره معتادین، تحقیقات درباره اعتیاد، تحقیقات درباره اعتیاد در ایران، تحقیقات درباره وضع اعتیاد کشور،تبلیغات ، ضد سیگار

 اما انسان که احتمالا از این هشدار طبیعی سر در نمی‌آورد، برای کسب لذت، به جست‌وجوی این تلخی تا کجاها که نمی‌رود؟! بد نیست بدانید سالانه 400 هزار نفر در آمریکا در اثر بیماری‌های ناشی از سیگار می‌میرند. بیماری قلب و رگهای خونی، سرطان ریه، ناباروری، مشکلات گوارشی وپیری زودرس که جای خود دارند!

 حشره کش یا پناهی در صحرا؟

 در گذشته نیکوتین رابه‌عنوان یک سم قوی می‌شناخته و در تهیه بسیاری از حشره کش‌ها به‌کار می‌بردند. اگرچه امروزه بیشتر تنباکو از گیاه «نیکوتیانا توباکو» به دست می‌آید، اما 66 گیاه دیگر هم نیکوتین دارند که وطن 19 تای آنها استرالیاست.

به‌جز گیاه تنباکو، نیکوتین در گیاهان دیگری مانند گوجه فرنگی، سیب زمینی، بادمجان و فلفل سبز هم یافت می‌شود. به همین علت هم شاید بتوان گفت اولین کسانی که نیکوتین مصرف کردند، بومیان این منطقه بوده‌اند. آنها با کشف این که نیکوتین ماده‌ای محرک وکم‌کننده گرسنگی است؛ آن را با خود به سفرهای طولانی در صحرا می‌بردند.

 تنباکو اولین بار به‌وسیله اسپانیایی‌ها و به‌عنوان دارو به اروپا معرفی شد. آنها ادعا می‌کردند که این ماده در درمان روماتیسم، آسم، دندان درد و زخم مؤثر است. یکی از مدافعان بزرگ آن جین نیکوت، سفیر فرانسه در پرتغال بود که در سال 1561 دانه گیاه تنباکو را به فرانسه فرستاد و به همین علت به افتخار او گیاه آن را نیکوتیانا و آلکالوئید آن را (که در قرن 19 کشف شد) نیکوتین نامیدند. گرچه این شیمی دانان آلمانی، پاسلت و ریمان بودند که برای اولین بار آن را از گیاه تنباکو گرفتند.

 دودش به چشم همسایه می‌رود

جالب است بدانید نیکوتین . . .

در دمایی پایین‌تر از نقطه جوشش سوخته وبه‌دلیل فشار بخار پایین، در فشار هوا و دمای 95 درجه سانتی گراد بخار می‌شود؛ به همین علت وقتی که سیگار می‌کشید بیشتر نیکوتین موجود در آن تبخیر و از طریق تنفس وارد بدن شده و اثر دلخواه را ایجاد می‌کند. شاید به همین علت است که متخصصان می‌گویند کسانی که در معرض دود سیگار قرار می‌گیرند، حتی اگر سیگار نکشند هم از اثرات آن بی‌نصیب نمانده و حتی بیشتر آسیب می‌بینند.

مغزهایی حساس‌تر و جوان تر

 متأسفانه بیشترین گروه سنی که سیگار می‌کشند در سن 24 تا 18 سالگی یعنی جوانان هستند. دکتر ژوزف دیفرانزا از دانشگاه علوم پزشکی ماساچوست در مطالعه اخیر خود به این نتیجه رسیده است که همه نوجوانانی که یک‌بار سیگارمی‌کشند به دام اعتیاد گرفتار نمی‌شوند، بلکه گروهی از نوجوانان که در اولین سیگار کشیدن خود احساس آرامش می‌کنند بیشتر احتمال دارد که در آینده گرفتار اعتیاد به آن شوند.

 حتما می‌دانید که نیکوتین می‌تواند بر مغز اثری فوری داشته باشد. این دانشمندان می‌گویند نتایج بررسی آنها نشان می‌دهد که مغز بعضی از نوجوانان به نیکوتین حساس‌تر است و به همین دلیل است که آنها بیشتر مستعد اعتیاد هستند.

 باورتان می‌شود؟ در یک جمع نوجوان که دوستان به همدیگر سیگار تعارف کرده و (یا محض روکم کنی!) وادار به سیگار کشیدن می‌کنند، این پاسخ مغز آنها به اولین مصرف نیکوتین است که تعیین می‌کند چه کسی در آینده معتاد خواهد شد.

 متأسفانه طبق گزارشی که این محققان در مجله انجمن اطفال آمریکا چاپ کرده‌اند همین تجربه آرامش بخش در اولین مصرف سیگار، قوی‌ترین عامل پیشگویی‌کننده اعتیاد نوجوان است. دیگر عواملی که در این بررسی مؤثر شناخته شدند خلق افسرده، شخصیت نوطلب ومشاهده قهرمانان و الگوهای سیگاری در فیلم‌ها وتبلیغات تلویزیونی بوده است.

 آرامشی که گول می‌زند

 نیکوتین نیمه عمر بسیار کوتاهی دارد. یعنی در داخل بدن به سرعت اثر می‌کند. وقتی که یک پک عمیق از آن می‌زنید، نیکوتین از ریه و از طریق تنفس وارد جریان خونتان شده و خودش را به مغزتان می‌رساند و در محل گیرنده‌های خاص خود قفل می‌شود. اما در عرض 40 دقیقه به نصف قدرت اولش رسیده و شما را به کشیدن سیگار دیگری مشتاق می‌کند. و وقتی ناگهان متوجه می‌شوید در یک روز25 نخ سیگار کشیده‌اید، دوزاری تان می‌افتد (و می‌فهمید که جریان از این قرار است) که در دام اعتیاد گرفتار شده‌اید.

 البته به همین سادگی هم نیست. دانشمندان پس از کلی آزمایش و بررسی تئوری‌هایی برای این وابستگی مطرح کرده‌اند. یکی از این تئوری‌ها حاکی از آن است که نیکوتین مسیر مغزی که آرزو و امیال را به‌وجود می‌آورد، مهار کرده و باعث احساس آرامش در فرد می‌شود. اما این یک آرامش کاذب است چون خود همین سامانه، میل جدیدی برای مصرف دوباره نیکوتین ایجاد می‌کند.

علاوه بر این تحقیقات نشان داده که نیکوتین مسیرپاداش در مغز را فعال می‌کند (مسیری که مغز به‌وسیله آن احساس لذت و سرخوشی را تنظیم می‌کند) متأسفانه وابستگی از همین جا ایجاد می‌شود.

 برخلاف موادی چون کوکائین و هروئین، نیکوتین حساسیت این مسیر را زیاد می‌کند و به همین علت هم هست که محرومیت آن به نسبت هروئین و اتانل خفیف‌تر است. البته گول این حرف را نخورید چون با تمام این حرف‌ها در طول تاریخ ثابت شده ( انجمن قلب آمریکا هم اعتراف کرده !) که ترک اعتیاد به نیکوتین یکی از سخت‌ترین‌هاست البته عجیب هم نیست چون اثرات دارویی ورفتاری آن هم خیلی شبیه به موادی چون هروئین وکوکایین است.

سیگار کم نیکوتین، به قیمت سلامت

 بعضی فکر می‌کنند سیگاری که نیکوتین کمتری داشته باشد، بهتر است چون خطر کمتری هم برای سلامت دارد. این عده «پدیده جبران» را نادیده می‌گیرند. متأسفانه افرادی که از این نوع سیگارها استفاده می‌کنند، معمولا برای اینکه به مقدار نیکوتینی که به آن عادت کرده‌اند برسند، پک‌های عمیق‌تر زده وتعداد سیگار بیشتری هم می‌کشند.

 این‌طوری به جای اینکه نیکوتین مصرفی آنها کم شود بر مقدار مونوکسید کربن و بقیه مواد مصرفی‌شان هم اضافه می‌شود. بنابر این اگر می‌خواهید کباب نشوید، بهتر است به جای سیگار با نیکوتین کمتر، تعداد سیگار کمتری بکشید (والبته به تدریج آن را کنار بگذارید!)

تاریخ ارسال: یکشنبه 1 آبان 1390 ساعت 14:41 | نویسنده: مهران حکمت | چاپ مطلب 0 نظر

پیشگیرى از اعتیاد نوجوانان و جوانان

گذر از مسیر برزخ عمر
 

نتایج چند تحقیق را ملاحظه بفرمایید:

1 - بالاترین رقم سنى معتادان در ایران را افراد 27 – 21 ساله تشکیل مى دهند.

2 -  افرادى که به انواع مواد مخدر اعتیاد پیدا کرده اند، اغلب اولین تجربه شان را به صورت تفریحى و در دوران نوجوانى کسب کرده بودند.

3 -  تشخیص رفتارهاى آشکار دوره نوجوانى از رفتارهاى ناشى از مصرف مواد مخدر دشوار است.

4 -  نوجوانانى که از بودن در خانواده شان احساس رضایت داشته اند و روابط صمیمى بین اعضاى خانواده وجود داشته است، کمتر به دنبال سیگار، الکل و انواع مخدرها بوده اند.

یکى از مشکلات عمده اى که نسل جوان جامعه با آن رو به روست، خطر اعتیاد و گرایش به مصرف مواد مخدر است. از آن جا که مصرف این گونه مواد (انواع سیگارها، قرص ها، مخدرها و... ) در بین جوانان و نوجوانان رو به افزایش است، وظیفه والدین، مربیان و سایر نهادهاى اجتماعى براى آگاه ساختن قشر جوان از عواقب مصرف مواد مخدر به مراتب سنگین تر از قبل مى شود. آمار نشان مى دهد بالاترین رقم سنى معتادان در ایران را افراد ۲۷ - ۲۱ساله تشکیل مى دهند. با توجه به این موضوع، والدین و مربیان باید سعى کنند با استفاده از روش ها و آموزش هاى لازم، بچه ها را از همان دوران کودکى و پیش نوجوانى با آثار زیان بار مصرف این گونه مواد و اثرات و پیامدهاى ناشى از آن بر جسم و روان شان مطلع سازند.

هر اندازه که تأثیر دوستان و همسالان جوان بر او زیاد شود، نقش والدین و راهنمایانش براى هدایت او کم رنگ تر خواهد شد. هر اندازه والدین، جوان را به حال خود واگذارند، او را در برابر محیط و اجتماع آسیب پذیرتر ساخته اند و بعدها براى این تسلیم باید بهاى سنگین ترى بپردازند. والدین باید با درک تأثیر همسالان بر فرزندشان آنان را براى مقابله با فشارها و تحریکات موجود آماده کنند.

اغلب جوانان با گذر از دوران بلوغ و نوجوانى دچار تغییرات جسمى - روانى گوناگونى مى شوند که تأثیرات زیادى بر رفتارها و عکس العمل هاى هیجانى آنها نسبت به اطرافیان مى گذارد. احساس نارضایتى، عصبانیت، بى حوصلگى، مخالفت، مبارزه جویى، عدم همکارى، بى اعتنایى و عیب جویى از جمله بدخلقى هایى است که زندگى نوجوانان را دشوارتر از پیش مى کند. در مواردى این ویژگى هاى رفتارى - اخلاقى ِ نوجوانان به گونه اى است که آنان را شدیداً مستعد آلوده شدن به انواع کجروى ها و آسیب هاى اجتماعى مى کند. این نوجوانان ارزش ها و معیارهاى اخلاقى والدین شان را کمتر مى پذیرند و بیشتر درصدد یافتن استقلال و اثبات خویشتن اند.

عوامل مؤثر در اعتیاد جوانان

تحقیقات نشان مى دهند، افرادى که به انواع مواد مخدر اعتیاد پیدا کرده اند، اغلب اولین تجربه شان را به صورت تفریحى و در دوران نوجوانى کسب کرده بودند و به تدریج اعتیاد آنان، از حالت تفریح خارج شده و با تکرار و زیاد شدن میزان مصرف، معتاد شده اند. از آن جایى که مصرف مواد مخدر همیشه رو به افزایش است، نوجوان نیز ابتدا با مقدارى کم شروع مى کند و چون با گذشت زمان، مقدار کم اولیه نیاز جسمى او را تأمین نمى کند، مجبور مى شود یا مقدار مصرف را افزایش دهد و یا فاصله زمانى مصرف را کوتاه تر کند که در نهایت منجر به وابستگى شدید او به مواد و اعتیاد او مى شود. در نظر داشته باشید، رهایى از تجربیات منفى مکرر بسیار دشوار و طاقت فرسا است. گروهى دیگر از جوانان و نوجوانانى که شروع به مصرف مواد مخدر مى کنند، اظهار مى دارند که براى فرار از مشکلات و مسائل زندگى روزمره و داشتن احساسى بهتر از احساس فعلى شان دست به این کار زده اند. به طور کلى، عوامل متعددى موجب اعتیاد جوانان مى شوند که مهمترین آنها عبارت اند از:

1 - الگوهاى نامناسب رفتارى اطرافیان منجر به تقلید کورکورانه نوجوانان از آنان مى شود. سیگار کشیدن، نوشیدن الکل، اعتیاد به مواد مخدر و سایر کجروى هاى اخلاقى در خانواده موجب بدآموزى و زمینه سازى براى شروع انحرافات و آسیب هاى اجتماعى در بچه ها (اعم از کودک و نوجوان) مى شود. در چنین خانواده هایى نوجوانان به جاى این که به فکر انجام فعالیت هاى مثبت و سازنده باشند، مدام درصدد یافتن راه هایى براى مقابله با آثار این بحران ها هستند و در بدترین شرایط نیز خود درگیر آن مى شوند.  زمینه هاى خانوادگى:

2 - فقر مادى خانواده: به رغم این که بین فقر مادى و اعتیاد به مواد مخدر هیچ ارتباطى وجود ندارد، ولى فقر عامل مهمى در معتاد شدن جوانان جامعه است، زیرا به دلیل تنگدستی و ندارى امکان دسترسى به بسیارى از امکانات آموزشى را از دست مى دهند و هیچ تخصص و حرفه اى پیشه نمى کنند و در نتیجه در بازار کار سهم عمده اى ندارند. همین امر موجب کشیده شدن گروهى از جوانان به سمت و سوى فروش مواد مخدر و امکان استفاده از آن قرار مى گیرند.

3 - افرادى که از سواد و تحصیلات کمترى برخوردارند، آسیب پذیرتر از افرادى هستند که نسبت به مضرات و تأثیرات سوء مواد مخدر آگاهى دارند. هر چند نمى توان میزان تحصیلات افراد را عاملى براى مصرف این گونه مواد دانست، اما تحقیقات بسیارى نشان مى دهند که هرچه سواد و میزان تحصیلات قشر جوان بالاتر باشد، کمتر به اعتیاد و استفاده از مواد روى مى آورند. براساس آمار ۶۶ درصد افراد معتاد، سوادى در سطح ابتدایى و کمى نیز در سطح متوسطه داشته اند. عدم آگاهى و کم سوادى:

هر اندازه والدین، جوان را به حال خود واگذارند، او را در برابر محیط و اجتماع آسیب پذیرتر ساخته اند و بعدها براى این تسلیم باید بهاى سنگین ترى بپردازند

4 -  اختلافات خانوادگى: آمارها نشان مى دهند، نوجوانانى که والدین شان دچار مشکلات و مسائل اخلاقى - رفتارى هستند، بیشتر در معرض خطر اعتیاد و مصرف مواد مخدر هستند. مشکلات رفتارى خانوادگى منجر به عدم امنیت و فشار روانى بر جوانان و نوجوانان مى شود و آنان را از محیط امن خانواده دور مى سازد. همین امر موجب ارتباط بیشتر او با دوستان و گاه افراد مسئله دارى مى شود که زمینه ساز بسیارى از مسائل اجتماعى بعدى مى شوند.

5- در خیلى از موارد مشاهده مى شود، نوجوانان و جوانانى که مضطرب، پریشان، افسرده و منزوى هستند، مرتب دچار شکست هاى گوناگون تحصیلى - اجتماعى مى شوند و عزت نفس، خویشتن دارى و اعتماد به نفس شان را از دست مى دهند و به سیگار، الکل، مواد مخدر و... به عنوان مفرّى براى رهایى از این مشکلات روى مى آورند. خصوصیات و ویژگى هاى جوانان و نوجوانان:

6 - گروهى از نوجوانان به دلیل سازگارى با دوستان و همسالان شان و یک رنگ شدن با آنها چنان موجودیت فردى - خانوادگى خود را فراموش مى کنند که در برابر هر تقاضایى سر تسلیم فرود مى آورند. هر چه روابط بین والدین و فرزندان نوجوان شان کاهش یابد، ارزش همسالان و روابط گروهى براى آنان بیشتر مى شود.  فشار دوستان و همسالان:

نقش خانواده در آگاه سازى جوانان و نوجوانان

براى پیشگیرى از عادات و رفتارهاى منفى و غیرسالم جوانان و نوجوانان، هیچ گاه نباید صبر کرد تا آنان با چنین مشکلاتى درگیر شوند و آن گاه درصدد یافتن راه حل و شیوه مقابله با آن برآیند. از طرف دیگر، با نادیده گرفتن و یا انکار واقعیات موجود، نه تنها نمى توان مشکلى را حل کرد، بلکه فرصت یافتن راه حل هم از دست مى رود. بهاى پیشگیرى مؤثر از اعتیاد جوانان، همانا هوشیارى همیشگى والدین و اعضاى مؤثر خانواده است.

جوانى نمایانگر رشد، بلوغ و تشکیل عادات پایدار فردى است. جوانى دوره اى است که با گذر از انواع هیجان ها، آشوب  ها و آشفتگى هاى روحى - روانى گوناگون به سوى رشد اجتماعى سالم در حال تحول است. نتایج تحقیقات بى شمارى نشان مى دهند، نوجوانان و جوانانى که ارتباط صمیمانه و نزدیکى با اعضاى خانواده شان دارند و از بودن در جمع آنها احساس رضایت و شادى مى کنند، کمتر به دنبال رفتارهاى ناسالم مى روند. از جمله راهکارهاى مؤثرى که والدین مى توانند به منظور پیشگیرى از اعتیاد جوانان و نوجوانان به مصرف مواد مخدر به کار بندند، عبارت اند از:

1 - ارزش هاى پسندیده اخلاقى، رفتارهاى مناسب اجتماعى، انتظارات جامعه از یک نوجوان مسئول، اهمیت رشد و بالندگى نوجوان براى پیشرفت اجتماعى که در آن زندگى مى کند و... را به آنها بیاموزند.  معیارهاى «خوب بودن» و «بد بودن» را به فرزندان شان یاد بدهند.

2 – به نوجوانان بیاموزید رعایت آئین نامه  هاى انضباطى و ضوابط و قوانین مدونى که در مدارس اجرا مى شوند، مى تواند مانعى بر بسیارى از کجروى هاى اجتماعى شوند. اهمیت به نظم و انضباط، داشتن رفتارهاى موجه، شیوه تفکر سالم و... از نکات ارزشمندى است که مى توان به نوجوانان و جوانان یاد داد. آنها باید بدانند که هرگونه دسترسى به مواد مخدر چه جرایمى به دنبال دارد و چه مجازات هایى را باید متحمل شوند. در برابر اجراى مقررات و قوانین حاکم بر خانه، مدرسه و اجتماع،  جدى، مسئول و هوشیار باشند.

3 - او همواره نظاره گر اعمال و رفتارهاى شماست. والدینى که خود، سیگار مى کشند  یا در مصرف داروهاى مسکن و خواب آور افراط مى کنند  یا نگرش و دیدگاه شفاف و مشخصى در برابر مصرف مواد مخدر به فرزندان شان ارائه نمى کنند، راه را براى انحراف و تصمیم گیرى هاى نامناسب جوانان هموار مى سازند. به اختلاف بین حرف و عمل خود آگاه باشید. نوجوانان به این تناقضات بسیار حساس هستند و به راحتى ارزش ها و عقایدشان را زیر پا خواهند گذاشت. سعى کنید الگوى رفتارى خوبى براى فرزندان نوجوان خود باشید.

4 - فرصت ها و موقعیت هایى براى فرزند نوجوانتان پیش آورید تا او بتواند پیروزمندانه به اهدافش برسد. او را به دلیل توانایى ها و استعدادهایش تشویق و حمایت کنید. این کار به او کمک مى کند تا احساس خوبى نسبت به خودش پیدا کند. برداشت هاى جوان نسبت به توانایى ها و استعدادهایش مهمترین تأثیر را بر عزت نفس او مى گذارند. هنگامى که والدین درمى یابند تجربه هاى دشوار زندگى، اعتماد به نفس و خویشتن دارى نوجوان شان را تحت تأثیر قرار داده است، باید به او کمک کنند تا با انتخاب راه و مسیر درست زندگى، خود را از انحطاط، تسلیم و بى ارزشى نجات دهد. عزت نفس، خویشتن دارى و اعتماد به نفس فرزندتان را تقویت کنید.

5 - گوش دادن به صحبت هاى او، حمایت از رفتارهاى مثبت، پسندیده و سالم، توجه کردن به احساسات و عواطف او و پذیرش بى قید و شرط جوانان و نوجوانان به آنها کمک مى کند تا با ایجاد رابطه اى نزدیک و صمیمانه با والدین خود درصدد مقابله با بحران هاى زندگى برآیند. دیدگاه ها و اعتقادتان را با صبورى و انعطاف پذیرى به جوانان بیاموزید. اجازه دهید تا با بحث و گفت وگو احساس مسئولیت، ارزشمندى و خودکارآمدى در آنها رشد یابد. در دوران نوجوانى، فرزندان ما دست به شناخت، ماجراجویى، کنجکاوى و خطر کردن مى زنند، در این جا وظیفه والدین و مربیان است که سعى کنند با گزینش روش هاى معقول و سنجیده راه رسیدن به استقلال فردى و رشد اجتماعى را براى آنها روشن سازند.  ارتباط مؤثر و صمیمانه اى با نوجوان (یا جوان) برقرار کنید.

6 - به او یاد بدهید که چگونه با افراد دیگر اجتماع ارتباط برقرار کند. مثلاً زمانى که تنها در جمعى حضور دارد، چه باید بگوید، چه کار باید بکند و... در نظر داشته باشید اگر او فرد شلخته و بى بندوبارى نباشد، در مقابل تعارف دوستانش براى سیگار کشیدن و... مطیع نخواهد شد. هر اندازه که تأثیر دوستان و همسالان جوان بر او زیاد شود، نقش والدین و راهنمایانش براى هدایت او کم رنگ تر خواهد شد. هر اندازه والدین، جوان را به حال خود واگذارند، او را در برابر محیط و اجتماع آسیب پذیرتر ساخته اند و بعدها براى این تسلیم باید بهاى سنگین ترى بپردازند. والدین باید با درک تأثیر همسالان بر فرزندشان آنان را براى مقابله با فشارها و تحریکات موجود آماده کنند. توان «نه گفتن» و داشتن رفتارى مستقلانه و صحیح را در آنان باید تشویق و تمجید کرد. باید به جوان یاد داد که «نه گفتن» او دلیل بر احترام او به خودش است. از آنها بخواهید که به هنگام احساس خطر، قدرت ترک محل را داشته باشند.  فرصت هایى براى او ایجاد کنید تا مسئولانه درباره کارهاى روزانه خودش تصمیم گیرى کند.

7 - نوجوانى که دچار افکار پریشان و مأیوس کننده مى شود، قابل تأمل و بررسى است، زیرا او اساساً پیامدهاى رفتارى خودش را نمى داند. افسردگى براى این گروه از نوجوانان ممکن است زمینه ساز بسیارى از آسیب هاى اجتماعى مثل روى آوردن به سیگار، مواد مخدر، اعتیاد، فحشاء، بزهکارى و... شود. والدین باید رفتارها و عادات فرزندان نوجوان شان را که احتمال مى دهند به دلایلى منجر به افسردگى در آنان شود، مد نظر داشته باشند.  نسبت به احساس افسردگى، بى حوصلگى و انزواطلبى فرزند نوجوان تان حساس و هوشیار باشید.

8 - گروهى از والدین تصور مى کنند با مطرح نکردن مشکلات گوناگون جامعه و سرپوش گذاشتن بر حقایق تلخ زندگى، روش مناسبى براى حمایت از فرزندشان انتخاب مى کنند. در حالى که آنان نیاز دارند تا اطلاعات صحیحى در باره مسائل جامعه اى که در آن زندگى مى کنند، داشته باشند و در این زمینه بهترین راهکار آن است که پدر و مادر سعى کنند با یافتن منابع و مدارک علمى و موثق، اطلاعات و دانسته  هاى خانواده شان را ارتقا دهند و راهنماى معتمدى براى فرزندان شان باشند. هدایت سالم والدین و مربیان دلسوز، بسیار ارزشمندتر از دوستى  هاى بحران زا و دشوار است.  واقعیت هاى اجتماع را به فرزند نوجوان (یا جوان)تان گوشزد کنید.

به طور خلاصه آن چه والدین مى توانند درباره مواد مخدر به نوجوان شان بیاموزند، مى تواند در زمینه پزشکى (آسیب  هاى بدنى ناشى از مصرف مواد مثل ابتلا به ایدز، هپاتیت و انواع بیمارهاى قابل انتقال از طریق تزریق) یا روان شناختى (آسیب هاى رفتارى ناشى از مصرف مواد مثل بزهکارى، فحشاء، جنایت و...) و یا حتى عواقب قانونى دستگیر شدن همراه با مواد مخدر و مسائل قضایى متعاقب آن باشد. آنها باید از همان ابتدا «مواد» را نپذیرند؛ آنها باید چنان تعلیم ببینند که اساساً هیچ گرایشى به مواد مخدر پیدا نکنند و با قاطعیت تمام، دست رد به سینه دوستان و افراد ناباب جامعه بزنند. جوانان و نوجوانان مى توانند با استفاده از یادگیرى مهارت هاى زندگى و شیوه هاى حل مشکلات، راه هاى مقاومت و استقامت در برابر مصرف مواد را بیاموزند. منظور از مهارت هاى زندگى، مهارت هایى است که:

- نوجوان را براى ورود به اجتماع و زندگى جمعى آماده مى سازند.

- کودک و نوجوان در کنار آموزش علوم و فنون مختلف مى آموزد تا بتواند شناخت درستى نسبت به خود، سایر افراد و محیط برقرار سازد و به حل مشکلات خود و اجتماعش کمک کند.

- موجب پرورش استعدادها و توانایى هاى نوجوان مى شوند تا او بتواند با چالش ها و مشکلات زندگى روزمره مقابله کند.

بالاخره آن که مهارت هاى زندگى عبارت اند از مهارت حل مسئله، مهارت تصمیم گیرى مناسب، مهارت برقرارى روابط اجتماعى با دیگران، اعتماد به نفس براى ورود به اجتماع، شناخت خطرات گوناگون، مهارت تفکر انتقادى، نوعدوستى و همدلى، شناخت هویت ملى خود، احترام به حقوق افراد، توانایى «نه» گفتن به خواسته هاى غلط دیگران، شناخت خود و استعدادهاى خود، انتخاب هدف هاى واقع بینانه براى زندگى، داشتن تفکر خلاق، روحیه استقلال طلبى و مسئولیت پذیرى، روش حل اختلاف، داشتن نگرشى مثبت به زندگى و....

نگرش ها و عاداتى که بچه ها در دوران کودکى از پدر و مادر خود مى آموزند، پایه و بنیانى براى بسیارى از تصمیم گیرى هاى آینده آنان خواهد بود. اغلب نوجوانان ۱۳ - ۱۲ ساله شاید هنوز آمادگى پذیرش خطرات و مضرات ناشى از اعتیاد را نداشته باشند، اما به راحتى مى توانند درس هاى ساده اى درباره نحوه تصمیم گیرى صحیح، اطاعت از قوانین و مقررات خانه و مدرسه (اجتماع)، نحوه حل مسائل و مشکلات روزانه، مسئولیت پذیرى و تقویت خودپنداره شان یاد بگیرند. به عنوان پدر و مادرى آگاه به مسائل و مشکلات نوجوانان، همواره محبت کردن به آنان را باید به خاطر داشت، آنها باید دریابند که مى توانند به پدر و مادر خود اعتماد کنند و نگرانى ها و تشویش هاى شان را در زندگى - هر چه که باشد - با آنها در میان گذارند. نتایجى که طى پژوهش هاى گوناگونى به دست آمده است نشان مى دهد، نوجوانانى که از بودن در خانواده شان احساس رضایت و خشنودى داشته اند و روابط صمیمى و گرمى بین اعضاى خانواده وجود داشته است، کمتر به دنبال سیگار، الکل و انواع مخدرها بوده اند. این یافته ها نشان مى دهند که قشر وسیعى از خانواده ها مى توانند با برقرارى روابط سالم بین اعضاى خود و آموزش هاى صحیح و زودهنگام فرزندان خود، آنان را از ابتلا به بسیارى از معضلات و گرفتارى هاى گوناگون اجتماعى نجات دهند. هیچ گاه نقش خودتان را بر افکار، اندیشه ها و آینده قشر جوان جامعه دست کم نگیرید.

تاریخ ارسال: دوشنبه 29 فروردین 1390 ساعت 10:10 | نویسنده: مهران حکمت | چاپ مطلب 0 نظر