X
تبلیغات
رایتل

سایت رسمی و تخصصی روانشناسی

مدیر سایت مهران حکمت

شخصیت از نظر فروید

همانطور که افراد رشد می کنند تجارب آنها به شکل گیری شخصیتشان به عنوان یک بزرگسال کمک می کند . از دیدگاه فروید رشد در طی 6 سال اول زندگی و در 5 مرحله شکل می یابد . او بر این باور بود که تجارب آسیب زای دوران کودکی تاثیر عمده ای در این زمینه دارند . البته ، هر واقعه خاص منحصر به فرد در افراد تاثیر متفاوتی دارد  ، که تنها با مطالعه و کاوش فرد درک می گردد . اما در هر مرحله رشد جراحات و آسیبهایی وجود دارد که ناشی از تثبیت در آن مرحله می باشد .

اگر فرد در مراحل رشد ، توانایی حل تعارض weaning ، آموزش آسان ، یا پیدا کردن هویت جنسی خود را نداشته باشد تثبیت رخ داده و فرد تمایل به حفظ برخی از عادات و خصایص دوره نوزادی خود را دارد . هر مشکل در هر مرحله اثر دراز مدت از لحاظ شخصیتی بروی ما دارد .  اگر در هشت ماه اول زندگی  یعنی در زمان نیاز کودک به شیر ، رفتار مادر خشن باشد و یا اگر در این مرحله مادر تلاش کند تا فرزندش را خیلی زود از شیر بگیرد ، در آنصورت شخصیت فرد  دهانی منفعل خواهد بود . این افراد که به دیگران وابسته اند علاقه خود به "تحریک دهان" ، مانند خوردن ، آشامیدن و سیگار کشیدن را در بزرگسالی حفظ می کنند .  هنگامی که کودک بین پنج تا هشت ماهگی است و دندانها شروع به رشد کرده اند ، تنها یک چیز او را راضی می کند آنهم گاز گرفتن چیزی مثل نوک پستان مادر است ، اگر این حرکت کودک رفتار خشن مادر را برانگیزد تعارض بطور کامل حل نخواهد شد و کودک ممکن است شخصیت دهانی مهاجم داشته باشد . این افراد تمایل به حفظ نیش زدن در چیزهایی همچون مداد ، آدامس ، و آدمهای دیگر را دارند . آنها گرایش به تهاجم ، جدل ، طعنه زدن ، و غیره را دربزرگسالی نشان می دهند .در مرحله مقعدی ،  بعضی از والدین خود را در خدمت روند آموزش توالت به کودک قرار می دهند که در صورت نامناسب بودن شیوه آموزش یعنی سهل گیری و یا سخت گیری والدین در  رقابت با همسایگان و بستگان و مجازات یا تحقیر کودکان زمینه را برای ابتلا کودک به  شخصیت مقعدی آماده خواهد کرد . شخصیتهای مقعدی بر دو دسته هستند :

شخصیتهای وسواسی مقعدی که تمایل به درهم و برهم بودن، آشفتگی و بی نظمی دارند و  شخصیتهای حافظ – مقعدی که تمیز ، دیکتاتوری ، بسیار خیره سر ، و خسیس می باشند . به عبارت دیگر ، افراد حافظ مقعد در تمام جهات تنگ نظر هستند . شخصیت فلیکس آنگر یک مثال کامل است.

همچنین در شخصیت های وابسته به الت ذکور ، اگر پسر به شدت توسط مادر خود طرد شود و تاحدودی نیز توسط پدر قدرتمندش تهدید شود دچار ضعف در اعتماد به نفس در مسائل مربوط به سکس می شود. او ممکن است با این کار از ارتباط با دگرجنس گرایان خودداری کند،  دختر های طرد شده توسط پدر و تهدید شده توسط مادر نیز به احتمال زیاد اعتماد به نفس پایینی داشته و ممکن است احساس کنند تبدیل به یک دیوار گلی شده و یا بیش از حد زنانه هستند.

تاریخ ارسال: یکشنبه 1 آبان 1390 ساعت 14:50 | نویسنده: مهران حکمت | چاپ مطلب 0 نظر

فرهنگ و شخصیت

دید کلی

بنا بر یک برداشت نادرست همگانی برخی از اعضای جامعه ، فرهنگ دارند و برخی بی‌فرهنگ هستند. و باز بنابر یک برداشت نادرست همگانی دیگر برخی افراد شخصیت دارند و برخی بی‌شخصیت هستند. اما دیدگاه علمی همه افراد را هم دارای فرهنگ و هم دارای شخصیت می‌داند. در تعریف از فرهنگ گفته می‌شود که فرهنگ عبارت از مجموع ویژگیهای رفتاری و عقیدتی اکتسابی اعضای یک جامعه خاص است. و در تعریف از شخصیت گفته می‌شود که شخصیت عبارت از مجموع ویژگیهای رفتاری و روانی هر یک از افراد است. شاید به جرات بتوان گفت که فرهنگ در علوم جامعه شناسی به همان اندازه مهم و قابل بحث است که شخصیت در علوم روانشناسی.

تاثیر فرهنگ روی شخصیت

انسان از لحظه‌ای که متولد می‌شود و در ارتباط با محرکهای مختلف قرار می‌گیرد از عوامل مختلفی تاثیر می‌پذیرد. مهمترین دسته از این عوامل در کنار عوامل ارثی و ژنتیک عوامل محیطی هستند. عوامل محیطی شامل محیط اقتصادی ، محیط جغرافیایی و محیط فرهنگی و ... افراد می‌شود. عوامل فرهنگی همواره در مبحثهای مختلف روانشناختی و بویژه شخصیت ، رشد و شکل گیری آن حائز اهمیت بوده است. تحقیقات مختلف جامعه شناختی و روانشناختی نشان می‌دهد ویژگیهای فرهنگی یک جامعه تفاوتهای شخصیتی بارزی را در میان افراد آن جامعه در مقایسه با سایر جوامع ایجاد می‌کند.

در برخی فرهنگها ویژگیهای شخصیتی چون برون گرائی شکل می‌گیرد و در برخی جوامع فرهنگی ویژگی درون گرائی. برخی فرهنگها هیجان پذیری را به عنوان ویژگی شخصیتی در افراد خود شکل می‌دهند و برخی فرهنگهای دیگر آرامش و دوری از هیجان خواهی را . برخی فرهنگها شخصیتهای عاطفی‌تر را تربیت می‌کنند و برخی فرهنگها عاطفی بودن افراد خود را محدود و کنترل می‌کنند.

علاوه بر تاثیر فرهنگ در یک سطح کلی مثلا فرهنگ یک جامعه گسترده در مقایسه با جوامع دیگر می‌توان از تاثیر فرهنگ بر شخصیت در مقیاسهای کوچکتر نیز صحبت کرد. در یک جامعه واحد طبقات مختلف ، اقشار مختلف ، مشاغل مختلف و حتی مناطق مختلف خرده فرهنگهای خاص خود را دارند. بطوریکه ویژگیهای شخصیتی افراد متعلق به هر یک از این طبقات ، اقشار ، مشاغل و مناطق می‌تواند متفاوت از بقیه باشد. تحقیقات متعدد شیوع شخصیتهایی که گرایش به بزهکاری و رفتارهای ضد اجتماعی دارند را در مناطق پایین از لحاظ اقتصادی ، فرهنگی و طبقاتی بیشتر از سایر مناطق گزارش می‌کنند.

تاثیر شخصیت بر فرهنگ

جامعه شناسان معتقدند همانطور که شخصیت افراد از فرهنگ آن منطقه ، جامعه یا طبقه تاثیر می ‌پذیرد. تاثیرات متقابلی به صورتی ظریف و پیچیده در فرهنگ می‌گذارد. شخصیتهایی که دگرگونیهای فرهنگی را رهبری می‌کنند یا ثبات و استحکام فرهنگی را موجب می‌شوند.

تغییر فرهنگ و شخصیت

تغییرات فرهنگی ، دگرگونی فرهنگها از مسایل مورد بحث رایج در علوم جامعه شناختی هستند. از این رو بسیار احتمال دارد که فرد در مواجهه با تغییرات فرهنگی قرار گیرد. زمانی که فرهنگ یک جامعه بنا به دلایل مختلف مثل تاثیر پذیری از عوامل اجتماعی ، اقتصادی و ... تغییر پیدا می‌کند. یا فرد به صورت ارادی یا غیر ارادی در فرهنگی متفاوت از فرهنگ خود قرار می‌گیرد مثل مهاجرت و ... چه تغییراتی از لحاظ شخصیتی در او اتفاق می‌افتد؟

براساس نظریات مختلف واکنشهای افراد در قبال این تغییرها معمولا متفاوت و متاثر از ویژگیهای فردی یا شخصیت آنهاست. برخی افراد به راحتی این تغییرات را پذیرفته و تغییراتی در شرایط زندگی خود ایجاد می‌کنند،برخی در مقابل این تغییرات شدیدا مقاومت نشان می‌دهند و برخی ناراحتیها و مشکلاتی را تجربه می‌کنند.برخی از این تغییرات فرهنگی به صورتی ظریف و بدون آگاهی کامل فرد اتفاق می‌افتند و طبعا تاثیرات آهسته و ظریفی را در شخصیت فرد به جای می‌گذارند. برخی شخصیتها در مقابل تغییرات فرهنگی انعطاف پذیرتر هستند که البته این انعطاف پذیری به عنوان یک ویژگی شخصیتی در سایر حوزه‌های زندگی آنها نیز قابل مشاهده است.

فرهنگ ، تعلیم و تربیت و شخصیت

فرهنگ نفوذ عمیقی روی شیوه‌های تعلیم و تربیت یک جامعه دارد. برنامه‌های تعلیم و تربیتی علاوه بر تاثیر از برنامه‌های دیگر جامعه (اقتصادی ، سیاسی و ...) در چارچوب فرهنگی طرح ریزی و اجرا می‌شوند. با توجه به این که هدف تعلیم و تربیت ، رشد شخصیتهای یک جامعه است. روشن است فرهنگ با سایه‌ای که روی برنامه‌های تعلیم و تربیت می‌گستراند شکل گیری و تربیت شخصیتهای جامعه را متاثر می‌سازد. برخی برنامه‌های تعلیم و تربیتی و حتی توصیه‌های روانشناختی قابل اجرا در تمامی فرهنگها نیستند. بر این اساس متخصصان تعلیم و تربیت و روانشناسان هر جامعه یافته‌های سایر جوامع را در زمینه‌های مختلف تعلیم و تربیت ، شخصیت و ... بر اساس فرهنگهای جامعه خود مورد بررسی قرار می‌دهند. حتی آزمونهای شخصیتی قبل از اجرا در جوامع مختلف باید با هنجارهای فرهنگی آن جامعه سازگار گردد.

تاریخ ارسال: دوشنبه 29 فروردین 1390 ساعت 09:37 | نویسنده: مهران حکمت | چاپ مطلب 0 نظر